حسن حسن زاده آملى
292
هزار و يك كلمه (فارسى)
عالم مىدانسته انسان غذا مىخواهد و اگر طبيعت بىشعور خالق بود چه مىدانست كه مصلحت در فرستادن باران است آن هم به اين طريق قطره قطره كه اگر يك مرتبه مىريخت بسى فساد داشت آن وقت در زيرزمين نيز آب انبار مىشود كه هرجا بكنند چاه و كاريز توانند بيرون آورد و اگر آب روى زمين انبار مىشد امر زراعت و بنا محال مىگرديد و كوهها را بلند قرار داده و هواى قلّه را سرد كرده تا تابستان آبها به صورت برف و يخ منجمد بمانند و كمكم آب شود و رودخانه و شطها جارى شود و اگر اين نبود تمام آبها يك دفعه روان مىگرديد و تمام مىشد و در غير موقع باران آب ناياب بود و حكمتها بسيار است كه ان شاء الله هريك در محلّ خود ذكر خواهد شد « اللهم نوّر بصيرتنا حتّى نرى اياتك فى الأرض و السّماء و فى أنفسنا و وفّقنا لما تحبّ و ترضى و أنفعنا بهذه الكلمات و جميع إخواننا المؤمنين و اخواتنا المؤمنات به حق محمّد و إله الطّاهرين و صلّ عليهم اجمعين من الآن الى يوم الدّين » . مطلب پنجم : در تفسير منسوب به حضرت امام حسن عسكرى مذكور است : لعل من الله واجب لانّه اكرم من ان يعنى عبده الى منفعة و يطعمه فى فضله ثم يخيبه الا ترى كيف قبح من عبد من عباده اذا قال لرجل اخدمنى لعلّك تنتفع لى و لعلى انفعك ثمّ يخدمه يخيبه و لا ينفعه فالله عزّ و جلّ اكرم فى افعاله و ابعد من القبيح فى اعماله من عباده . و اين عبارت معنى بزرگى را بيان مىكند و بنابراين قاعده هر جا در قرآن نظير اين آيه را داشته باشيم چنان كه فرمايد عبادت كنيد شايد از آتش محفوظ بمانيد معنايش آن است كه حتما محفوظ مىمانيد و لفظ شايد براى ترديد و شك نيست . مطلب ششم : هم در تفسير مزبور ذكر نموده است « از آسمان آب فرستاد يعنى از بالا باران فرستاد تا به قلّه كوهها و تلها و جلگهها و درّهها آب برسد » و غرض ما از ذكر عبارت اين بود كه در اين جمله بيان فرموده است كه مقصود از آسمان كه باران از آنجا مىآيد جهت بالاست نه آسمان معروف كه مسكن كواكب و سيّارات است زيرا كه ابر به ما نزديك است و در اطراف زمين است هزار ذرع تا يك فرسخ